افسوس که این عمر بافسوس گذشته
فایده ای دارد یادآوری کنم که در1359/6/31ارتش عراق با دوازده لشکروپانزده تیپ مستقل ودوناو تیپ دریایی با پشتیبانی300هواپیما و80هلی کوپتر و1800 توپ صحرایی درجبهه ایی به طول1200کیلومتربه ایران حمله کرد درحالیکه فقط بیست ماه ازپیروزی انقلاب میگذشت وما نه نیروی کافی داشتیم ونه تسلیحات نظامی. وبگویم دشمن با دو لشگر رزمی وپیاده ی عراق به اضافه ی دوتیپ نیروی مخصوص عراق ازمحورشلمچه به خرمشهر وابادان حمله کرد وتا پل نو را4روزه تصرف نمود ولی ازپل نو تا پل خرمشهر-آبادان را31روزه گرفت وبگویم تمام این مدت این مردم بودند که با جانفشانی کوچه به کوچه وخانه به خانه مقاومت کردند. فایده ای دارد بگویم باعزل بنی صدردرتاریخ1360/3/30فرماندهان سپاه مانند شهید حسن باقری مجال طراحی عملیات را پیدا کردند.یک سال طول کشید تا سپاه توان لازم رابه دست بیاورد.دراین مدت نیروی رزمی سپاه از5هزارنفردرعملیات ثامن الائمه به60هزارنفردرعملیات بیت المقدس رسید.همان عملیاتی که باعث آزادی خرمشهرشد. یابگویم عملیات ناموفق رمضان اولین عملیات برون مرزی ودرخاک عراق بود که شهدا واسرای بسیاری به جا گذاشت ونشان داد که عراق تنهانیست،خاکریزهای نونی شکل که طراحان اسرائیلی داشت،هواپیماهای میراژفرانسوی،موشکها وتوپ های ضد هوایی روسی وچینی واطلاعات ماهواره ایی آمریکایی.جهان باعراق بود وبگویم از این پس،اتفاق مهم درجبهه ی ایران آغازشد.نوعی دوگانگی درتصمیم گیریهای کلان جنگ.برخی مسئولان به تنبیه صدام وسقوط عراق می اندیشیدند وبرخی تنها به یک پیروزی بزرگ برای آغاز چانه زنی درعرصه ی سیاسی برای پایان دادن به جنگ. بگویم سالهای سوم وچهارم جنگ به سختی گذشت ودرپاییزسال64سپاه باعملیات والفجرهشت ودرطی 75روزنبرد سخت فاو را به تصرف درآورد.با این پیروزی بزرگ هم که شگفتی جهانیان را برانگیخته بود هم جنگ پایان نیافت.با اغازسال65عراق با تاکتیک(دفاع متحرک)مهران را اشغال کرد.اما باعملیات کربلای یک مهران پس گرفته شد.دراین فاصله قراربود عملیات بزرگی به نام والفجر10 باهدف یکسره کردن کارجنگ صورت بگیرد که به طرزمرموزی لو رفت وبه شکست انجامید.پس ازشکست نام عملیات به کربلای4 تغییر یافت وعراقیها هم نام این عملیات راحصاد الاکبرنهادند یعنی دروی بزرگ. ویا یادآوری کنم پس ازعملیات کربلای5 که درمنطقه شرق بصره انجام شد ونبرد سخت بیست روزه ایی بود سازمان ملل قطعنامه 598 را صادرکرد.این قطعنامه تاحدودی حقوق ایران را تامین میکرداما تقدم وتاخربندها به صورتی بود که امکان محکوم نشدن عراق رافراهم میساخت.پس ایران پذیرفتن آنرا مشروط به اصلاح چند بند کرد که مورد پذیرش عراق واقع نشد. یادآوری بمباران هوایی سال66که موشکهای عراق به تهران هم رسیده بود چه سودی دارد؟سال67درحالی درتهران آغاز شد که شهرخالی ازمردم بود.امام پیامی تاریخی صادرکرد:(امروزایران کربلاست،حسینیان اماده باشید....درنگ امروز فردای مذلت باری را به همراه خواهد داشت)اما پیامد این پیام هیچ اتفاقی نیافتاد وکمترازبیست روزپس ازاین هشدارامام عراق با توانی بسیاربالا وباتهیه گازهای شیمیایی به فاو حمله کرد ودرچند ساعت تمام فاو راپس گرفت.ارتش وسپاه برای پاسخگویی نیاز به زمان داشتند وعراق این فرصت را نداد.شلمچه وجزایر مجنون را هم پس گرفت.مهران دوباره اشغال شدوخرمشهر به محاصره درآمد.اینبارامام پیامی به فرمانده کل سپاه داد:(اینجا نقطه شکست وپیروزی اسلام یا کفر است.متر به متر بجنگید...)دراین زمان هم باز مردم به کمک امدند ودشمن را به عقب راندند. آن جام زهر را به یادتان بیاورم؛امام در1367/4/27دراقدامی ناباورانه،قطعنامه ی598 را پذیرفت.بعدها بارها صدام گفت که اگر دران زمان ایران قطعنامه را نمیپذیرفت حداکثرتا دوماه بعد هرچه اوروی کاغذ مینوشت را میپذیرفت.نهایتا در1367/5/29آتش بس رسمی با حضور نیروهای سازمان ملل برقرارشد.اما همچنان2500 کیلومترازخاک ایران دراشغال عراق بود تا اینکه وقتی عراق خواست به کویت حمله کند چون نمیتوانست دردوجبهه درگیر باشد ازمناطق اشغالی خارج شد واسیران ایرانی را آزاد کردوقرارداد1975الجزایر راپذیرفت.مدتی بعد خاویرپرز دکوویار،ریس سازمان ملل،رسما عراق را به عنوان متجاوز به ایران معرفی کرد واینگونه جنگ هشت ساله که دفاع مقدس نام گرفت به پایان رسید واین اولین معارضه ی نظامی علیه ایران در200 سال گذشته بود که حتی یک وجب ازخاک ایران جدا نشد. ....حالا یکی به من بگوید اینها که گفتم چه فایده ای داشت؟اینها همه تاریخ است ومن ازتاریخ متنفرم!!به من چه اگر مردانی شجاع نگذاشتند یک وجب ازخاک کشورم به تصرف دشمن درآید!!به من چه چقدر شهید شده اند!!میخواستند نروند مگر من گفتم!!تا کی این شهدا را برسرم میزنید!! به من چه اگردختر یک شهید با دیدن گلگونی چهره ام یاد خون سرخ پدرش میافتد!به من چه ربطی دارد اگر پسر یک جانباز با دیدن موهایم که درهوا تاب میخورد یاد پیچ وتاب پدرش میافتد که ازدرد به خود میپیچد! آه!حالم بد میشود.چقدرمرگ ومیر نشان میدهید.من میخواهم بروم آخرین شو لباس پاییز را ببینم.. من که روی تخت نرم وراحت خودم که تشکش طبی است میخوابم چه میدانم ده سال روی تخت بیمارستان خوابیدن یعنی چه؟زخم بستر،یعنی چه؟! این چند فیلم مسخره عهد بوق راهم نشان ندهید.دلم آشوب میشود.با من باشد میگویم همین یک هفته را هم که از جنگ ودفاع وشهدا وجانبازان واسرا میگویید،زیاد است!!خیلی زیاده روی میکنید شماها!! پ.ن1:تاریخها وآمارها را ازروی کتاب شیپورجنگ نوشتم. پ.ن2:خیلی دلخورم ازصدا وسیما وهرکسی که مثلا قراره کارفرهنگی بکنه ویاد شهدا رو زنده نگه داره. پ.ن3:شب ومثنویهای ناگفته ام/شب وآخرین سوزمستانه ام/شب وهای های گریه ام/کجا رفت تاثیر سوزدعا/کجایند مردان بی ادعا/کجایند شورآفرینان عشق/علمدارمردان میدان عشق/کجایند مستان جام الست/دلیران عاشق،شهیدان مست
| Design By : Night Skin |


